در هجدهمین کنفرانس بینالمللی علوم انسانی، اجتماعی و سبک زندگی ایتالیا-رم بررسی شد
شعر باژک چگونه با فریب رسانهای مقابله میکند؟
به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی کلهر نیوز: مقاله «نقد فلسفه شعر فراگفتار (باژک) بر نظریههای رسانه با واکاوی فیلم سینمایی دختر گمشده» به قلم آرش آذرپیک و ناهید صیدی منتشر شد. این پژوهش با رویکردی میانرشتهای، نسبت میان ادبیات، فلسفه، سینما و مطالعات رسانه را بررسی کرده و ظرفیتهای شعر باژک را در تقویت خوانش انتقادی، فعالسازی مخاطب و مواجهه با سازوکارهای فریب و بازنمایی رسانهای مورد توجه قرار داده است.
در این پژوهش، شعر باژک در بستر گستردهتر شعر فراگفتار و مکتب سینرژیسم مورد توجه قرار گرفته است. مکتب سینرژیسم از جریانهای نوگرای شکلگرفته در شعر دهه هفتاد است که ابداعات و نظریههای آن از دکتر آرش آذرپیک است. این جریان در دو شاخه سینمایی و شعری مطرح شده است. شاخه سینمایی سینرژیسم با طرح نظریههایی همچون «ابرفیلم» و «ابرکاراکتر» شناخته میشود و شاخه شعری آن، که با عنوان «شعر فراگفتار» نیز از آن یاد میشود، استایلها و آیینهای ادبی متعددی از جمله شعر دال، شعر باژک، شعر زبانک، شعر پدیدار، شعر زبانه و واژانه را دربرمیگیرد.از جمله شاعران و پیروان فعال این جریان میتوان به رعنا زهتاب، مراد قلیپور، مستوره کردستانی، جمال بیگ، غناز رازعبدی، آریا پورفریاد، میترا حسنآبادی، مهاوا مولانا و طاهر رحمتی و … اشاره کرد.
شعر باژک و مسئله حقیقت در عصر رسانه
گسترش رسانههای جمعی و شبکههای ارتباطی، مخاطب امروز را با حجم گستردهای از اطلاعات، تصاویر و روایتها مواجه کرده است؛ روایتهایی که همواره بازتابی کامل و بیواسطه از واقعیت نیستند و ممکن است تحت تأثیر انتخاب، حذف، برجستهسازی و نحوه چارچوببندی اطلاعات قرار گیرند. این مقاله با تمرکز بر فلسفه شعر فراگفتار و شعر باژک، رابطه میان «مخاطب، رسانه و حقیقت» را از منظری میانرشتهای بررسی کرده است. نویسندگان در این پژوهش، شعر باژک را صرفاً یک تجربه ادبی و فرمی نمیدانند، بلکه به ظرفیت آن برای ایجاد خوانش انتقادی از پیامها و روایتهای رسانهای توجه کردهاند.
رسانه چگونه برداشت مخاطب از واقعیت را شکل میدهد؟
یکی از محورهای اصلی این پژوهش، بررسی نقش رسانه در شکلدهی به ادراک مخاطب است. انتخاب بخشی از اطلاعات، حذف بخشهای دیگر، برجستهکردن عناصر خاص، تکرار یک روایت و قرار دادن رویدادها در چارچوبی مشخص، میتواند بر نحوه تفسیر مخاطب اثر بگذارد. بر این اساس، مخاطب ممکن است به جای مواجهه مستقیم با یک رویداد، با روایتی رسانهایشده از آن روبهرو شود. این پژوهش از همین نقطه بر ضرورت عبور از دریافت منفعلانه پیام و حرکت به سوی تحلیل سازوکار تولید و انتقال پیام تأکید میکند.
از مخاطب منفعل تا مخاطب فعال
«مخاطب فعال» یکی از مفاهیم محوری این مقاله است. مخاطب فعال تنها دریافتکننده اطلاعات نیست، بلکه درباره منبع پیام، نحوه انتخاب اطلاعات، شیوه بازنمایی، نشانههای بهکاررفته و اهداف احتمالی یک روایت پرسش میکند. در این چارچوب، شعر باژک میتواند با ایجاد گسست در خوانش خطی و معمول، مخاطب را به مشارکت بیشتر در فرایند کشف معنا سوق دهد. خواننده در مواجهه با چنین متنی، به معنای نخستین اکتفا نمیکند و برای برقراری ارتباط میان لایههای مختلف متن و نشانههای آن، به بازخوانی و تفسیر روی میآورد. به این ترتیب، مسیر از «مصرف پیام» به «تحلیل پیام» تغییر میکند.
«دختر گمشده»؛ روایتی درباره حقیقت، رسانه و افکار عمومی
پژوهشگران برای بررسی عینی این مسئله، فیلم سینمایی «دختر گمشده» (Gone Girl) به کارگردانی دیوید فینچر را بهعنوان نمونه موردی انتخاب کردهاند. این فیلم با درهمآمیختن موضوعاتی همچون حقیقت، روایت، تصویرسازی رسانهای، افکار عمومی و قضاوت اجتماعی، نمونهای قابل توجه برای بررسی تأثیر روایت رسانهای بر برداشت عمومی از واقعیت به شمار میرود. در فضای داستانی «دختر گمشده»، رسانه تنها انتقالدهنده اطلاعات نیست؛ بلکه نحوه روایت و بازنمایی رویدادها میتواند در شکلگیری تصویر عمومی از شخصیتها و حوادث نقش داشته باشد.
این مقاله با قرار دادن شعر باژک در کنار این نمونه سینمایی، تلاش میکند میان نظریه ادبی و مسئله بازنمایی رسانهای پیوند برقرار کند. شعر باژک؛ شکستن عادتهای خوانشی از دیگر محورهای مطرحشده در این پژوهش، ظرفیت شعر باژک برای ایجاد اختلال در عادتهای خوانشی مخاطب است. متنی که پیام خود را به شکل کاملاً خطی و مستقیم منتقل نمیکند، خواننده را به مکث، بازخوانی و برقراری ارتباط میان عناصر مختلف متن وادار میکند. در چنین شرایطی، مخاطب تنها با یک معنای از پیش تعیینشده مواجه نیست، بلکه در فرایند شکلگیری معنا مشارکت میکند. از این منظر، چندلایگی و پیچیدگی متن صرفاً یک ویژگی زیباییشناختی نیست و میتواند کارکردی معرفتی نیز داشته باشد؛ یعنی مخاطب را نسبت به چگونگی شکلگیری معنا و نحوه دریافت پیام حساستر کند.
بازتعریف مفهوم ادبیات پایداری
در بخش دیگری از مقاله، مفهوم ادبیات پایداری با رویکردی گستردهتر مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این نگاه، مقاومت تنها به مواجهه با قدرتهای سیاسی یا اجتماعی آشکار محدود نمیشود، بلکه میتواند مقاومت در برابر تحمیل روایت، تحریف واقعیت، حذف اطلاعات و شکلدهی یکسویه به افکار عمومی را نیز دربرگیرد. در این چارچوب، شعر میتواند نوعی «پایداری معرفتی» ایجاد کند؛ به این معنا که مخاطب پیش از پذیرش یک روایت، امکان پرسش، تردید و بازاندیشی درباره آن را داشته باشد.
معکوسسازی شیوه فریب رسانهای
یکی از محورهای قابل توجه مقاله، بررسی امکان معکوسسازی سازوکار فریب رسانهای از طریق ادبیات است. در این رویکرد، ادبیات صرفاً در برابر رسانه واکنش نشان نمیدهد، بلکه میتواند شیوه های پنهان تولید معنا را نیز آشکار کند. شعر باژک، بر اساس تحلیل ارائهشده در این پژوهش، میتواند با استفاده از ظرفیتهای زبانی و نشانهای خود، عادتهای دریافت پیام را مختل و مخاطب را نسبت به چگونگی ساختهشدن معنا حساستر کند. در نتیجه، مسئله صرفاً جایگزینکردن یک پیام با پیام دیگر نیست؛ بلکه هدف، تقویت توانایی مخاطب برای تشخیص، پرسش و تحلیل فرایند شکلگیری پیام است.
مقاله «نقد فلسفه شعر فراگفتار (باژک) بر نظریههای رسانه با واکاوی فیلم سینمایی دختر گمشده» از نظر موضوع و روش، پژوهشی میانرشتهای است که ادبیات، فلسفه، سینما و مطالعات رسانه را در کنار یکدیگر قرار میدهد. اهمیت این رویکرد در آن است که متن ادبی تنها از منظر زیباییشناختی بررسی نمیشود، بلکه ظرفیت آن برای مواجهه با مسائل فرهنگی، اجتماعی و معرفتی عصر رسانه نیز مورد توجه قرار میگیرد.
خبرنگار:ناهید صیدی