به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی کلهر نیوز، در هر شهر، بوستان‌ها تنها فضای سبز نیستند؛بلکه  بخشی از حافظه جمعی و تصویر عینی از کیفیت زندگی شهری‌اند. جایی که باید نشانه‌ای از آرامش، امنیت و حضور خانواده‌ها باشد. اما وقتی مردم در همین فضاهای عمومی،  برخی نقاط شهرستان اسلام آباد غرب با صحنه‌هایی از مصرف علنی مواد مخدر مواجه می‌شوند، مسئله دیگر صرفاً یک آسیب فردی یا تخلف پراکنده نیست، بلکه نشانه‌ای از اختلال در مدیریت اجتماعی و شهری است.

آنچه بیش از خود وقوع این رفتارها نگران‌کننده است، روند تدریجی «عادی شدن» آن‌ها در نگاه عمومی است. وقتی یک رفتار پرخطر در فضای عمومی تکرار و قابل مشاهده می‌شود، به‌تدریج از حالت «هشدار» خارج شده و به تدریج به صحنه ای عادی و پذیرفته شده در فضای عمومی شهر بدل می شود و این دقیقاً نقطه‌ای است که جامعه بدون آنکه متوجه باشد، حساسیت خود را نسبت به آسیب از دست می‌دهد.

در این میان، کودکان و نوجوانان در خط مقدم آسیب قرار دارند. کودکانی که برای بازی و تفریح به پارک می‌آیند، ناخواسته در معرض صحنه‌هایی قرار می‌گیرند که نه‌تنها با نیازهای سنی آنان همخوان نیست، بلکه می‌تواند در شکل‌گیری الگوهای ذهنی و درک آن‌ها از رفتارهای اجتماعی اثرگذار باشد. مسئله فقط «دیدن یک صحنه نامناسب» نیست، بلکه تکرار این مواجهه‌هاست که خطر را جدی‌تر می‌کند؛ زیرا مرز میان رفتار ناهنجار و رفتار عادی در ذهن کودک را مخدوش می‌سازد.

با این حال، واکنش به این وضعیت اغلب یا مقطعی است یا تک‌بعدی. برخورد صرفاً انتظامی، بدون مداخله اجتماعی و بدون برنامه‌های پایدار بازتوانی، معمولاً مسئله را حل نمی‌کند، بلکه آن را جابه‌جا می‌کند. از سوی دیگر، فقدان هماهنگی مؤثر میان نهادهای مسئول باعث شده بوستان‌ها در عمل در مرز میان «فضای عمومی» و «پاتوق آسیب» معلق بمانند.

واقعیت این است که مدیریت فضای عمومی، تنها با نصب المان شهری یا توسعه فیزیکی محقق نمی‌شود. امنیت در فضاهای شهری، محصول حضور مؤثر و هماهنگ چندین نهاد است؛ از شهرداری و نیروی انتظامی گرفته تا نهادهای حمایتی و فرهنگی. اما آنچه امروز دیده می‌شود، نوعی پراکندگی مسئولیت و واکنش‌های دیرهنگام است که در نهایت هزینه آن را جامعه و به‌ویژه کودکان می‌پردازند. در چنین شرایطی، ادامه وضعیت موجود به معنای پذیرش تدریجی یک واقعیت خطرناک است یعنی تبدیل فضاهای عمومی از محیط‌های امن به فضاهای بی‌دفاع در برابر آسیب‌های اجتماعی. بازگرداندن کارکرد واقعی بوستان‌ها، نیازمند تصمیم‌گیری جدی، هماهنگی نهادی و حضور مستمر در میدان است؛ نه صرفاً واکنش‌های مناسبتی پس از بروز بحران.

اگر بوستان‌ها قرار است دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردند، باید از سطح شعار و هشدار عبور کرد و به سطح اقدام رسید؛ اقدامی که هم امنیت را بازمی‌گرداند و هم از تبدیل شدن «آسیب اجتماعی» به «منظره عادی شهری» جلوگیری می‌کند.

اکنون پرسش روشن از مسئولان شهری، انتظامی، قضایی، اجتماعی و فرهنگی شهرستان اسلام آباد غرب این است: چه زمانی قرار است امنیت بوستان‌ها به یک برنامه عملی، مستمر و قابل ارزیابی تبدیل شود؟ خانواده‌ها حق دارند بدانند برای بازگرداندن آرامش به پارک‌ها چه اقدام مشخصی انجام شده، کدام نهاد مسئول مستقیم است و نتیجه این اقدامات چه زمانی در زندگی روزمره شهروندان دیده خواهد شد. بوستان، محل آزمون مدیریت شهری و اجتماعی است؛ اگر کودکی نتواند با آسودگی در پارک بازی کند، اگر خانواده‌ای از حضور در فضای عمومی احساس نگرانی داشته باشد و اگر مصرف علنی مواد مخدر به بخشی از چشم‌انداز عادی شهر تبدیل شود، نمی‌توان از امنیت، نشاط اجتماعی و کیفیت زندگی سخن گفت. مسئولان نباید منتظر حادثه‌ای تلخ بمانند تا ضرورت اقدام را جدی بگیرند. مطالبه مردم روشن است: پاک‌سازی مستمر و هدفمند فضاهای عمومی، حضور مؤثر نیروهای مسئول، سامان‌دهی و حمایت از افراد درگیر اعتیاد، نظارت دائمی بر بوستان‌ها و ارائه گزارش شفاف از اقدامات انجام‌شده. امنیت کودکان و آرامش خانواده‌ها، موضوعی نیست که بتوان آن را به فردا موکول کرد.

پ ن:عکس تزیینی است

خبرنگار:ناهید صیدی فعال و کارشناس ارشد رسانه

این خبر را به اشتراک بگذارید :