رفتن به محتوای اصلی
اخبار فوری
اجتماعی

از آگاهی‌بخشی تا مسئولیت سیاسی؛ حزب تمدن نوین اسلامی چه راهکاری برای تحقق حقوق مردم دارد؟

نقد و بررسی سخنان سید یاسر جبرائیلی در نخستین گردهمایی حزب تمدن نوین اسلامی در کرمانشاه

بروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ - ۰۱:۲۹

به گزارش کلهر نیوز؛دکترسید یاسر جبرائیلی، دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی، در نخستین گردهمایی این حزب در شهر کرمانشاه، روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه،۱۴۰۵، ساعت ۱۵، در سالن اجتماعات غدیر واقع در مجتمع شهید آوینی، به ایراد سخنرانی پرداخت.

سخنان سید یاسر جبرائیلی، رئیس حزب تمدن نوین اسلامی، بر محور بازگشت به اصول اقتصادی و اجتماعی قانون اساسی، احیای حقوق معیشتی مردم، تأمین مسکن و اشتغال، دسترسی همگانی به آموزش و درمان و بازگرداندن ثروت‌های عمومی به نفع جامعه استوار بود.

وی با انتقاد از خصوصی‌سازی و اقتصاد سرمایه‌محور، بر نقش دولت در تأمین نیازهای اساسی و جلوگیری از تمرکز ثروت تأکید کرد. این جهت‌گیری‌ها پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: آیا وظیفه یک حزب سیاسی صرفاً آگاه‌کردن مردم از حقوق ازدست‌رفته‌شان و دعوت آنان به مطالبه‌گری است، یا حزب باید مسئولیت ارائه راهکار و تبدیل این حقوق به برنامه و اقدام سیاسی را نیز بر عهده بگیرد؟ مسئله اصلی سخنرانی جبرائیلی نه اهمیت آگاهی‌بخشی، بلکه فاصله میان طرح مطالبات و توضیح مسیر تحقق آنهاست.

 مردم از محرومیت‌های خود آگاه‌اند؛ مسئله، راه تحقق حقوق آنهاست

اصول ۲۸ تا ۳۱ قانون اساسی به موضوعاتی چون اشتغال، تأمین اجتماعی و خدمات بهداشتی و درمانی، آموزش رایگان و مسکن می‌پردازند. اصول ۴۳ تا ۴۵ نیز چارچوب‌هایی برای تأمین نیازهای اساسی، تنظیم نظام اقتصادی، جلوگیری از تمرکز ثروت و اداره ثروت‌های عمومی در نظر گرفته‌اند. بااین‌حال، وجود این حقوق در متن قانون اساسی به معنای تحقق آنها در زندگی مردم نیست. کارگری که از پرداخت اجاره خانه ناتوان است، بیماری که هزینه درمان کمر خانواده‌اش را خم کرده، جوانی که از امکان اشتغال و مسکن محروم مانده و خانواده‌ای که از تأمین هزینه تحصیل فرزندش درمانده است، برای شناخت محرومیت خود به آگاهی‌بخشی یک حزب نیاز ندارد. زندگی روزمره، این واقعیت را بی‌واسطه به او آموخته است. البته میان شناخت یک مشکل و توانایی حل آن فاصله‌ای جدی وجود دارد. ممکن است میلیون‌ها نفر از وضعیتی ناراضی باشند، اما نتوانند خواسته‌های مشترک خود را به برنامه‌ای منسجم، مطالبه‌ای سازمان‌یافته و تصمیمی الزام‌آور تبدیل کنند. آگاهی عمومی و گفتمان‌سازی می‌توانند در عبور از این فاصله مؤثر باشند؛ اما آگاهی به‌تنهایی نه مسکن می‌سازد، نه شغل ایجاد می‌کند، نه هزینه درمان را کاهش می‌دهد و نه مناسبات اقتصادی را تغییر می‌دهد. بنابراین، پرسش از جبرائیلی این است: پس از آگاه‌شدن مردم از حقوقشان، حزب دقیقاً چه مسیری برای تحقق این حقوق پیش روی آنان می‌گذارد؟

اگر کارکرد حزب به آگاهی‌بخشی محدود شود، چه تفاوتی با یک بلاگر دارد؟

فرض کنیم یک بلاگر شناخته‌شده از مردم بخواهد روایت زندگی خود را بیان کنند: کارگری از ناتوانی در پرداخت اجاره بگوید، بیماری از هزینه‌های درمان بنویسد و جوانی از بیکاری و نداشتن مسکن سخن بگوید. او می‌تواند این روایت‌ها را منتشر کند، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، فاصله میان وعده‌های قانونی و واقعیت زندگی مردم را آشکار سازد و آنان را به مطالبه‌گری دعوت کند. این کار ممکن است ارزشمند و اثرگذار باشد؛ اما اگر یک حزب سیاسی نیز در همین سطح متوقف شود، چه کارکرد متمایزی نسبت به یک رسانه یا بلاگر دارد؟ حزب سیاسی باید بتواند مطالبات پراکنده را سازمان‌دهی کند، برای آنها اولویت تعیین کند، موانع حقوقی و اقتصادی را بشناسد، برنامه اجرایی ارائه دهد، تصمیم‌گیران را تحت فشار سیاسی و قانونی قرار دهد و راهکاری برای پیگیری و پاسخ‌خواهی ایجاد کند. همچنین باید توضیح دهد با چه ابزارها و ائتلاف‌هایی می‌خواهد تصمیم‌های عمومی را تغییر دهد و چگونه عملکرد خود را در برابر مردم پاسخ‌گو می‌کند. گفتمان‌سازی زمانی ارزش سیاسی پیدا می‌کند که به راهبرد و اقدام متصل شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که بار تحقق حقوق از دوش تشکیلات سیاسی برداشته و دوباره بر دوش مردمی گذاشته شود که خود از پیامدهای محرومیت رنج می‌برند.

 بازگرداندن ثروت‌های عمومی؛ شعار کافی نیست

رئیس کل حزب تمدن نوین اسلامی از بازگرداندن منابع عمومی به نفع مردم، نقد سلطه سرمایه‌سالاران، مخالفت با خصوصی‌سازی و تقویت نقش دولت سخن گفت. اینجا دیگر صرفاً با مسئله آگاهی و فرهنگ روبه‌رو نیستیم؛ بحث بر سر مالکیت، توزیع درآمد، ساختار قدرت اقتصادی وشیوه اداره منابع عمومی است. اصول ۴۳، ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی مباحث مهمی درباره نیازهای اساسی، ساختار اقتصاد و ثروت‌های عمومی مطرح می‌کنند. اما پرسش اساسی این است که چرا با وجود این احکام، بسیاری از مطالبات اقتصادی و اجتماعی همچنان محقق نشده‌اند؟

اگر مناسبات اقتصادی موجود به سود گروه‌هایی خاص عمل می‌کنند، یک حزب مدعی تغییر باید روشن کند این مناسبات چگونه شکل گرفته‌اند، چه منافع و امتیازهایی آنها را حفظ می‌کند و از چه مسیر قانونی، نهادی و اقتصادی می‌توان آنها را تغییر داد. بازگرداندن دارایی‌های عمومی دقیقاً از چه طریقی انجام خواهد شد؟ منابع حاصل چگونه مدیریت و توزیع می‌شوند؟ چه سازوکاری برای نظارت عمومی، شفافیت و پاسخ‌گویی وجود دارد؟ و چه تضمینی هست که گسترش مالکیت دولتی به تمرکز تازه‌ای از قدرت اقتصادی و اداری منجر نشود؟ این پرسش‌ها به معنای رد جهت‌گیری‌های اعلام‌شده نیستند؛ بلکه حداقل انتظاری‌هستند که از یک حزب سیاسی مدعی اصلاح ساختار اقتصادی می‌رود. نقد یک نظام اقتصادی، بدون توضیح راه حل جایگزینی آن، هنوز برنامه‌ای برای تغییر نیست.

مسکن رایگان؛منابع موجود با راه‌حل اجرایی یکسان نیست 

اگر به گفته جبرائیلی، به تعداد جمعیت ایران مسکن وجود دارد، باید پرسید این واحدها کجا هستند، چه تعداد از آنها قابل سکونت‌اند، مالکیتشان در اختیار چه کسانی است و مردم از چه مسیر قانونی و اقتصادی می‌توانند به آنها دسترسی پیدا کنند. همچنین باید روشن شود منظور از «مسکن رایگان» چیست: واگذاری مالکیت، اجاره رایگان، اجاره متناسب با درآمد یا تأمین مسکن اجتماعی؟ آیا خانه‌ها در مناطقی قرار دارند که امکان اشتغال، آموزش، درمان و زندگی پایدار در آنها فراهم است؟ وجود خانه یا زمین، به‌خودی‌خود به معنای امکان دسترسی مردم به مسکن مناسب نیست. هر سیاست مسکن به راه حل حقوقی، منابع مالی، شیوه تخصیص، زیرساخت و نظام نظارتی نیاز دارد. همین منطق درباره اشتغال، آموزش، درمان و منابع طبیعی نیز صادق است. اعلام وجود امکانات، جای برنامه بهره‌برداری و توزیع عادلانه آنها را نمی‌گیرد.

حزب باید فاصله میان حق مکتوب و حق تحقق‌یافته را کاهش دهد. سخنان جبرائیلی جهت‌گیری‌هایی مشخص درباره اقتصاد، عدالت اجتماعی و بازگشت به اصول قانون اساسی مطرح می‌کند؛ اما در خلاصه این سخنرانی، مسیر اجرایی تحقق این اهداف، ابزارهای سیاسی و نهادی لازم، شیوه تأمین منابع، زمان‌بندی اقدامات و معیارهای سنجش موفقیت به‌روشنی تبیین نشده است. ازاین‌رو، نقد اصلی این نیست که آگاهی‌بخشی و گفتمان‌سازی بی‌فایده‌اند؛ این است که آگاهی‌بخشی نمی‌تواند جایگزین برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، نمایندگی سیاسی و مسئولیت‌پذیری یک حزب شود. مردم برای شناخت بیکاری، بی‌خانمانی و دشواری تأمین هزینه‌های درمان و آموزش به حزب نیاز ندارند؛ آنچه به آن نیاز دارند، مسیری قابل‌اعتماد برای تغییر این وضعیت است. حزبی که خود را نماینده مطالبات مردم می‌داند، باید نشان دهد چگونه نارضایتی‌های پراکنده را به برنامه‌ای منسجم، تصمیمی مؤثر و نتیجه‌ای قابل سنجش تبدیل می‌کند. پرسش نهایی از جبرائیلی، به‌عنوان رئیس کل یک حزب سیاسی، ساده اما تعیین‌کننده است: پس از آنکه مردم از حقوق خود آگاه شدند و مطالبه‌گر شدند، حزب شما دقیقاً چه خواهد کرد؟ چه برنامه‌ای برای تأمین مسکن، ایجاد اشتغال، کاهش هزینه درمان و آموزش و بازگرداندن منافع ثروت‌های عمومی به مردم دارد؟ با چه ابزارهایی این برنامه را پیش می‌برد و چگونه در برابر نتایج آن پاسخ‌گو خواهد بود؟ ارزش واقعی یک حزب نه فقط در بیان دردهای جامعه و یادآوری حقوق مردم، بلکه در توانایی آن برای تبدیل این شناخت به راهکار، این مطالبات به اقدام سیاسی و این حقوق مکتوب به واقعیت زندگی مردم سنجیده می‌شود. وظیفه حزب آن نیست که صرفاً به مردم بگوید چه حقوقی دارند؛ باید توضیح دهد چگونه می‌خواهد فاصله میان داشتن حق و برخورداری از آن را کاهش دهد.

نویسنده:ناهیدصیدی ،فعال وکارشناس ارشد رسانه

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند.