اسلم پوئتری یا «شعر اجرا»، گونه‌ای از شعر است که بیش از آنکه بر متن مکتوب تکیه داشته باشد، بر اجرا، صدا، بدن، ریتم، لحن و ارتباط زنده با مخاطب استوار است. در این شیوه، شعر فقط خوانده نمی‌شود؛ بلکه اجرا می شود. این جریان در دهه ۱۹۸۰ میلادی در آمریکا و به‌ویژه شهر شیکاگو شکل گرفت و بعدها به یکی از مهم‌ترین شاخه‌های شعر اجرایی جهان تبدیل شد. اما برخی نظریه‌پردازان ایرانی معتقدند فرهنگ‌های شفاهی و آوایی ایران، به‌ویژه در سنت‌های کردی، از گذشته واجد ظرفیت‌های پیشینی اسلم پوئتری بوده‌اند؛ سنت‌هایی چون هوره، مور، بیت‌خوانی و موسیقی مقامی. در سال‌های اخیر،دکتر آرش آذرپیک تلاش کرده با پیوند دادن شعر اجرایی مدرن و ظرفیت‌های آوایی فرهنگ کردی، ایده «اسلم پوئتری کلهری» را تئوریزه کند؛ جریانی که معتقد است شعر باید از متن عبور کند و به «رخداد شنیداری» بدل شود. آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی صریح و جنجالی با آرش آذرپیک درباره آوا، پست‌مدرنیسم، هوره، شعر اجرایی و بازگشت پیشروانه به اصالت‌های باستانی است .

_آناهید حافظ:
دکتر آذرپیک از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید سپاسگذارم .این روزها شما از جریان «اسلم پوئتری کلهری» به عنوان یک نحله پیشتاز نام می‌برید. ابتدا بگویید اساساً اسلم پوئتری در نگاه شما چیست؟
_آرش آذرپیک:
سلام عرض می کنم خدمت شما و مخاطبان پایگاه خبری _تحلیلی کلهر نیوز، در اسلم پوئتری، آوا صرفاً ابزار انتقال معنا نیست؛ بلکه ماده نخستینه و سنگ پایه و جانمایه ی بنیادین شعر است. صدا، نجوا، طنین، سکوت و حتی لرزش‌های صوتی، ستون فقرات شعریت شعر را سامان می بخشد. در سنت‌های متن‌ بنیاد، معنا و کلمه در مرکز قرار دارند، اما در اسلم پوئتری، معنا پشت طنین پیشینی آواها پنهان می‌شود و این طنین است که اصل ادبیت می شود.
شعر اسلم پوئتری دیگر برای خوانده شدن گفته نمی‌شود؛ بلکه شعر برای تجلی یافتن آوا شکل می‌گیرد.
_آناهید حافظ:
یعنی شما معتقدید شعر باید از نوشتارشدگی عبور کند و آوای شاعر اصل قرار گیرد.
_آرش آذرپیک:
_ دقیقاً!
خلاصه و مفید عرض کنم در اسلم شعر ما آوای مقدم بر معنا داریم ؛ و تعبیری که خود دارم این است که دیگر شاعر به معنای اهل قلم نیست ، بلکه به معنای اهل آواست.
در این نحله ما از «زبان به مثابه نشانه» عبور می‌کنیم و به «زبان به مثابه رخداد شنیداری» می‌رسیم. همان‌گونه که پس از فردینان دو سوسور زبان بیشتر در ریختار و بافتار نظام نشانه‌ها دیده و فهمیده شد، ما در اسلم پوئتری از این ساحت عبور می‌کنیم و شعر را به اوج هستی آوامدارانه خواهیم کشاند.
در این فضا، شعر دیگر هنری در سرزمین نوشتن نیست بلکه شعر جهانی هنروزانه در قلمرو کنش است.
_آناهید حافظ:
شما بارها از هوره، مور و «هیوا هیوا» به عنوان عناصر بنیادین اسلم پوئتری نام برده‌اید. این آواها چه جایگاهی در نظریه شما دارند؟
_آرش آذرپیک:
این آواها فقط شیوه اجرایی نیستند؛ بلکه ظرفیت‌ های بنیادین شعر شنیداری‌اند.
هوره، مور، هیوا هیوا، موسیقی مقامی و بیت‌خوانی کلهری و گنجینه موسیقی هزار چریکه ی کرد، حامل حافظه صوتی و عاطفی این تمدن‌ بشکوه باستانی_ایرانی اند.
ما در اسلم پوئتری شعر کلهری کوشش و جوششمان بر این مدار است که عناصر برساخته ی این هنر آوایی را در ساحتی سینرژیستی کنار هم قرار دهیم؛ یعنی هم‌افزایی میان میراث آوایی سنتی و فرم‌های اجرایی پیشتاز پست‌مدرن.
_آناهید حافظ:
برخی معتقدند بازگشت به سنت در جهان پست‌مدرن در اصل مصادره ی سنت به نفع پست مدرنیسم است پاسخ شما به این دیدگاه چیست؟
_آرش آذرپیک:
مسئله ما بازگشت منفعلانه یا کاریکاتوری و سنت ابزارانه به گذشته نیست.
ما به دنبال «بازگشتی پیشروانه» هستیم. یعنی با بهره گیری از تمام امکانات ممکن امروزینه اصالت‌ های باستانی_نیاکانی مان را بهسازی، نوسازی، دگرسازی و فراسازی می کنیم .
بومی‌گرایی در این نگاه، سد راه و نقاب نگاه جهانی‌شدن نیست؛ بلکه سکوی پرتاب آن است. ما می‌توانیم از درونگاه زبان و فرهنگ بکر و بشکوه کلهری، یک تجربه جهان‌شمول خلق کنیم.
_آناهید حافظ:
شما در صحبت‌هایتان از چهره‌هایی چون ماهیخان حیدری «ایسان »نیز نام می‌برید. نقش چنین هنرمندانی در این جریان چیست؟
_آرش آذرپیک:
چهره‌هایی مانند ماهیخان حیدری « ایسان »، ظرفیت‌های پیشینی و سنتی برای استخراج فضاهای آوایی اسلم پوئتری در جهان شعر کردی هستند؛یعنی این عزیزان بی آنکه قصدیتی داشته باشند ظرفیتی نوآفرینانه را می توانند در اختیار نسل جوان قرار دهند.
وقتی چنین هنرمندانی اشعار کلاسیک یا آزاد کلهری را با تلفیق الحان باستانی، نغمه‌های اهورایی و آواهای چندلایه اجرا می‌کنند، در حقیقت اجرا را مقدم بر متن قرار می‌دهند. این همان نقطه‌ای است که شعر از سطح خوانش عبور می‌کند و به رخدادی شنیداری بدل می‌شود.
_آناهید حافظ:
یعنی شما معتقدید اسلم پوئتری در فرهنگ کردی، ریشه‌ای غریزی و تاریخی دارد؟
_آرش آذرپیک:
_ بله!
اسلم پوئتری در جهان کردی، صرفاً در مقوله ی واردات نظری قرار ندارد؛ بلکه ریشه‌ای پیشینی، غریزی و تاریخی و سرشتمانی دارد. بسیاری از اجراهای سنتی کردی، پیش از آنکه تئوریزه شوند، واجد عناصر اسلم پوئتری بوده‌اند.
ما فقط تلاش می‌کنیم این ظرفیت ناخودآگاه تاریخی را در شاکله ای دانش‌ورزانه صورت‌بندی و مقوله بندی کنیم.
_آناهید حافظ:
در این فضا، جایگاه معنا چگونه تعریف می‌شود؟
_آرش آذرپیک:
در اسلم پوئتری، معنا معلق است.
جمله‌ها و گزاره‌ها الزاماً برای رسیدن به یک نتیجه منطقی کنار هم قرار نمی‌گیرند. اصل، تنش عاطفی و ضربه آوا بنیاد است.
شاعر به جای آنکه بگوید «غمگینم»، خودِ وضعیت غم را به اجرا در می آورد. مخاطب باید میان شنیدن کلمات و احساس ناشی از طنین آن‌ها دچار لغزش معنایی شود.
معنا دیگر گزارش نمی‌شود؛ در جان مخاطب رخ می‌دهد.
_آناهید حافظ:
شما از «ساختار شکافمند» هم سخن گفته‌اید. این مفهوم چه نسبتی با شعر پست‌مدرن دارد؟

_آرش آذرپیک:
شعر پست‌مدرن بر شکاف، عدم قطعیت و گسست استوار است.
ما نیز در اسلم پوئتری شعر کلهری از ظرفیت‌های زبانی و موسیقیایی برای ایجاد این شکاف‌ها استفاده می‌کنیم.
به جای روایت خطی، از ایماژهای برخوردکننده بهره می‌گیریم؛ یعنی دو تصویر یا دو خنیای به ظاهر بی‌ارتباط را کنار هم قرار می‌دهیم تا یک حضور تکان‌دهنده در ذهن و روان مخاطب شکل بگیرد.
_آناهید حافظ:
در اسلم پوِیتری شما بارها بر «بدن» و «اجرا» تأکید می‌کنید! چرا؟
_آرش آذرپیک:
زیرا شعر در اینجا از متن بودگی فرارفته و دیگر یک رخداد تنمندانه به شمار می آید.
حتی می‌توان از ریشه ی نظریه «من بدنم هستم» در اندیشه موریس مرلو-پونتی برای گسترش این جریان بهره گرفت
در اسلم پوئتری، بدن شاعر، نحوه ایستادن، سکوت، مکث، شدت صدا و وضعیت‌های عاطفی، بخشی از ساختار شعر می‌شوند.
در کل اسلم پوئتری همانند هنر شریف شاهنامه خوانی کوردی نیست که در آن آوا تابع متن است و متن تابع روایت آن در اسلم شعر ما به جای روایت خطی، از ایماژهای برخوردکننده استفاده می‌کنیم؛ یعنی دو دو آوای در رونما نامرتبط را کنار هم قرار می‌دهیم تا یک حضور تکان‌دهنده در گوشاذهن مخاطب شکل بگیرد.
_آناهید حافظ:
و آینده این جریان را چگونه می بیند؟
_آرش آذرپیک:
ما در دقیقه اکنون بایستی در اندیشه ی آغار این حرکت باشیم و روند و شوند ما غایت گرا نیست که نگرانی آینده را وصله کنیم به درنگ ها و دِغدغه هایمان به هر روی
ما نیازمند آکادمی‌های ویژه و انجمن‌های اجرایی شعر هستیم؛ فضاهایی برای تربیت صدا، تئاتر کلامی و نمایش‌های شعری_ شنیداری ظرفیت های شعری_آوایی اصالتمند کلهری و هنر جهانی اسلم پوئتری که ریشه در بلاد فرنگ و دارد، در این مسیر ماهیت خود را نه تنها از دست نخواهند داد؛ بلکه به نوعی جنس سوم خود_هم افزا خواهند رسید.
اسلم پوئتری، تجربه شعر حضور است؛ آنجا که خنیای دلبرانه و هنر ورزانه ی آوا، زنجیره معناهای قراردادی را در هم می‌شکند و فرهنگ بومی را به کنشی جهان‌مند و پست‌مدرن بدل می‌کند.

خبرنگار: ناهید صیدی(آناهید حافظ)

این خبر را به اشتراک بگذارید :