به گزارش کلهر نیوز ،علی باباچاهی، متولد ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر، از چهرههای تأثیرگذار شعر نو و نقد ادبی معاصر ایران و از پدران شعر پست مدرن ایران بود که سالها با نوآوری در زبان و فرم و بررسی مفاهیم ادبی به غنای ادبیات فارسی کمک کرد. علی باباچاهی شاعر، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی سرشناس کشور روز دوشنبه، ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۳ فوریه ۲۰۲۶)، در سن ۸۳ سالگی بر اثر ایست قلبی در بیمارستانی در کرج درگذشت.
دکتر آرش آذرپیک شاعر نویسنده و نظریه پرداز حوزه ادبیات و فلسفه در پی درگذشت این شاعر و منتقد ادبی برجسته در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی کلهر نیوز گفت : با درگذشت استاد مانایادمان علی باباچاهی تاریخ ادبیات و شعر ایران بخشی انکارناپذیر از تاریخیت، نبوغیت و زبانیت خود را به ابدیت پیشکش کرد .
وی اظهار داشت: این نظریهپرداز و شاعر بنام ایرانی نخست با مقولهبندی و دوم با شرح و بسط و طرح نشانگان و مولفههای زیباییشناسیک نوین توانست گونهای اپیستمولوژی دانشورانه را در تثبیت، گسترش و تداوم پارادایم شیفت شعر دههی هفتاد مطرح کند. وی در ادامه عنوان کرد: باباچاهی به همهی شاعران بینشمند امروز فهماند که شعر امروز با تمام دین بزرگی که نیما و یارانش بر آن دارند فقط در رودخانهی نیما چکیدهبندی نخواهد شد و به همهی نسل جوان فهماند جنبشها و گزارههای منفرد غیرنیمایی و پسانیمایی را.
آذرپیک گفت :فقدان علی باباچاهی را اگر از دیدگاه لاکانی ببینیم به معنای نبودن او نیست بلکه برونرفت از حجاب معاصرت برای مانابودگی، پایابودگی، گسترش و پذیرش بیش از پیش پیشنهادهای وی در افقگشاییهای زبانمندانه و وضعیت دیگر شعر امروز است، آنچنان که شاملو پس از جراحی پایش _به نحو دیگر _ پای در ابدیت گذاشت علی باباچاهی نیز به گونهای دیگر پای زمینیاش او را به جاودانگی بیپایان پیوندی بیگسست زد.
این شاعر؛ نویسنده و نظریه پرداز با بیان اینکه بابا چاهی جز لاینفک شعر معاصر و تاریخ ادبیات ما است گفت:باید توجه داشته باشند عزیزان که جایگاه نظریه پرداز و شاعری جریان ساز همانند علی باباچاهی؛ بسان یدالله رویایی؛ احمد رضا احمدی و رضا براهانی بر می گردد به مقوله تطور در تاریخ شعر ایران و کوچکترین ربطی به خورند و پسند و شعر خوان ها نداشته و ندارد، آنچنان که بزرگانی چون خاقانی؛ سنایی و خواجه کرمانی در تطور شعر کلاسیک ما .
وی گفت: فهم و درک و شناخت (اپیستومولوژی)شعر معاصر بدون خوانش نظریه و شعر برازندگانی چون علی بابا چاهی بیشتر به مزاح دور همی ها شبیه است.
آذرپیک افزود:بابا چاهی همواره با نظریه ها و اندیشه های من مخالفت داشته اند و بارهای بار حتی به مکتوب نقد خود را بیان داشته اند، پس سخنم هرگزا هرگز بر نمیگردد به همفکری ام با استاد فقیدمان بابا چاهی؛ بلکه بر می گردد به دانشی فراخنای ناپذیر به نام ادبیات و شاخه عظیم شعر در آن.
آذرپیک علی باباچاهی را منتقدی صریح، نجیب و شریف دانست و گفت بابا چاهی با نام و نشان خود، بیهیچ تعارف ما را چه گاه به تند و چه گاه به آرام، منصفانه و دانشورانه به عنوان یک مخالف آگاه نقد میکرد و چه زیبا بود دلبرانهپیامهای منتقدانهی وی بر نظریههای اصالت کلمه و آثار هواداران و پیشگامان آن زیر پستهایشان در اینستاگرام، گفتگوی تلفنی و… .
آذرپیک با اشاره به ارادت فراوان فرزندان مکتب فرائیسم به ایشان به عنوان منتقدی مخالف که بیش از هفتاد درصد هشتگهای پستهایشان در فضای مجازی مزین بود به نام علی باباچاهی، شعر پسانیمایی، شعر دروضعیت دیگر و… گفت: این ادای احترام پیشینهای چندین و چند ساله تا زمان اکنون دارد نه پس از درگذشت ایشان.
وی در پایان گفت:علی باباچاهی تمام هم و غمِ قلم و قدمش این بود: «رهایی و آزادی زبان _زبان نژادهی فارسی_» از سیطره و اقتدار تکمعناگراییهای خودمرکزپندار تئولوژیک و ایدئولوژیک که امید همه ما آن است که این امر استایل ذهنی شعوری همه جامعه ما بشود در همه حیطه ها .
و اینک ما با قلبی از شکستن و آتش سرفرود میآوریم در برابر نام و مرام و قلم و قدم فرزند ایران و جانفدای هنر و ادب این سرزمین اهورایی _علی باباچاهی.
خبرنگار:ناهید صیدی
این خبر را به اشتراک بگذارید :
این خبر را به اشتراک بگذارید :